سلام پسر گلم عزیز دلم مامان قربونت بره شنبه صبح با بابایی رفتیم مرکز بهداشت فلکه لوزی (مرکز بهداشت محمدیان) برای تست غربالگری خانم دکتره گفت پاهاتو نگه دارم تا از پاهای نازت تست بگیره . وقتی سوزن را زد جیغت در اومد ، دلم رفت اشکم در اومد بابایی هم رفت بیرون میدونم اونم اعصابش داغون شد آخه هروقت تو خونه گریه میکنی بابایی کلی ناراحت میشه اصلا اعصابش خورد میشه و همش میگه چرا پسرم اینقدر گریه میکنه؟ خلاصه پسری آزمایشتو دادیم و تا اومدی بغلم ساکت شدی مامان فدات بشه.گفتن جوابش 1 ماه دیگه آماده میشه اما برگه آزمایش را دادن که بابایی ببره بیمارستان تا گواهی ولادتت را بگیره. بابایی من و شما را گذاشت خونه و رفت برای شناسنامه. تو اداره ثبت...